على اكبر نفيسى ( ناظم الأطبا )

3900

فرهنگ نفيسى ( فارسى )

ه ه ( he ) حرف سى و يكم از الفباى فارسى و حرف بيست و هفتم از الفباى ابتتى و حرف پنجم از الفباى ابجدى و در حساب جمل پنج بشمار آيد و آن را ها و يا هه گويند . در زبان فارسى ه بر دو قسم است يكى هاى ملفوظ كه آن را هاى ظاهر نيز گويند و اين قسم‌ها كه به خوبى تلفظ مىگردد در هيچ حال تغييرى در آن حاصل نمىشود خواه حرف پيشين آن مفتوج و يا مكسور باشد و يا مضموم و يا ساكن مانند ره و مه و فربه و گره و ماه و كوه و نيز در اضافه ساقط نمىشود و در جمع باقى مىماند مانند ره من و گره تو و جز آن ورهها و گرهها و جز آن . قسم دويم : هاى غير ملفوظ كه آن را هاى مخفى نيز گويند و اين قسم‌ها چون در اول و يا وسط كلمه واقع شود آن را به ابدل مىكنند مانند هيچ و ايچ و هزاره و ازاره و زاهو و زائو و باهو و بائو و چون در آخر كلمه بود در اضافه آن را به ى بدل مىكنند و همزه‌اى بالاى آن مىنويسند مانند جامهء من و بندهء شما كه جامى من و بندى شما تلفظ مىگردد . ها خواه ملفوظ بود و يا غير ملفوظ گاه به ابدل مىگردد مانند هيچ و ايچ و به ب چون كوهه و كوبه بمعنى موج و به پ مانند كوه و كوپ و به ج همچو ماه و ماج و به خ مانند هلاپوش و خلاپوش بمعنى شور و غوغا و هزينه و خزينه و به دچون شنبه و شنبد و به س چون راه و راس و به غ چون ملهم و ملغم بمعنى مرهم و به ف چون ته و تف و به ك چون پروانه و پروانك و به ل چون چاه و چال و به م چون باسره و باسرم بمعنى زمينى كه براى كشتكارى آماده كرده باشند و پناه و پنام و به ى مانند راهگان و رايگان و گاه بجاى ها ح تازى نويسند مانند هيز و حيز . درهاى غير ملفوظ كه در آخر كلمه باشد چندين قسم بيان كرده‌اند . اول‌هايى كه در آخر اسم مفعول و فعل ماضى و اسم فاعل در آيد مانند گفته و گوينده . دويم هاى نسبت و يا هاى تشبيه مانند زنانه منسوب بزنان و دسته منسوب بدست و يا مانند دست و دندانه مانند دندان و گوشه مانند گوش و يا منسوب به گوش و زبانه مانند زيان . سيوم هاى تسميه چون سفيده و زرده و پيمانه و نشانه . چهارم هايى كه تعيين مقدار مىكند مانند يك روزه و دو روزه و يك ساله و صد ساله و يك مرده و ده مرده . پنجم هاى مبدل از ة در كلمات مأخوذ از تازى مانند رساله و كفايه و زائده و جميله و مستوره . ششم هاى حال كه در آن حالت را بيان مىكند مانند خفته افتاده بود و نشسته مىخورد و سواره مىرفت يعنى در حالت خفتن و در حالت نشستن و در حالت سوارى . و يك قسم از هاست كه آن را هاى زائده نامند مانند رستم و رستهم و زردشت و زردهشت . ها ( h ) پ . كلمهء اشاره بمعنى اينك كه بدان به چيز نزديك اشاره مىكنند . و نيز ها : كلمهء جواب يعنى بله . ها ( h ) پ . يكى از حروفى است كه در حالت جمعى به آخر اسم ملحق مىگردد مانند سنك و سنگها و مرغ و مرغها و مرد و مردها و سر و سرها و پاى و پايها .